|
| |||
|
سلام ببخشید چند ماهی دیگه چیزی نمینویسم آخه سرم مشغوله راستتشوبخوایید رایانه مون خراب شده بود یا وقت نمیکردم یا مشغول درس پایه بودم اخه خیلی میخوونم! یامشغول موبایل جدیدبودم یا.... حالا اولین کاری که میخوام بگم تشکر از دوست دوره ی جدید که لطف کرده بعد از تبلیغات ونوشتن روی تخته سیاه رفته سرزده حتی یادم انداخته به وبلاگم سر بزنم اما آروم تا سرم نشکنه حالا هم فقط به خاطر غزل جون دارم مینویسم بهش قول میدم و یه حرف:غزل حالا که میتونی از کامپیوتراستفاده کنی بهت دراولین فرصتی که پیدا کردم وبلاگ باز میکنم یا یاد میدم خودت باز کنی البته اگه وقت کردی .
حالا یه شعر شعر که نه یه مسخره گوش کنید یعنی بخونید
آی خانم تربچه ای خیال نکن تو بخچه ای
هرکی میگه خسته نباشی پاچه میخوره چه پاچه ای
با کله ی تربچه ایت مقنه ی قرمز میپوشی
به ما میگی هد بزنیم خودت فقط اونو می پوشی
تربچه ی قرمزی تو سبزی دست این واون
وسط روپوشم پاره شده دیگه نیای کلاسمون
آی خانوم تربچه ای خیال نکن .............................
هرکی میگه خسته..................................................
خودت رو خیلی میگیری وقتی میگم خسته نباشی
چرا اینقدر ناز میکنی اگر دوست داری خوب خسته باش
دوست نداری تو خندرو اخم میکنی برای ما
ابروها تو خم میکنی چشماتو کج برای ما.
مجنون و کلاس و شاگردان
وارد دبیرستان که شدم خیلی خوشحال به نظر نمیرسیدم ومیگفتم اینجا آدم بزرگها هستن من چرا بیام اینجا واقعیتش میترسیدم وزیاد تعریف از دبیرستان نشنیده بودم و افت یک باره در درس پیدا کردن شنیده بودم ولی وقتی خانوم ترابی ناظممون رو دیدم(ترابی) از قیافه ی جذاب ومهربانش خوشم اومد وهمینطور دختر خالم . وارد کلاس شدم بادختر معدل 20همنشین شدم خوشحال شدم اما بعد (فرناز)3روز اون رفت جلو منم دوست دوران راهنمایی که زیاد هم از روش نمیگذره نشستم بعد دختر خالم گفت ببین اون دختر چقدر خوشگله منم یه دختر توی راهنمایی که خوشگل بود دوست داشتم وفکر نمیکردم بتونم ازش دل بکنم(آرزو)اما بعدش فهمیدم رفته مدرسه ی دیگه 3ماه که از مهر ماه گذشت یه دختر که الان دوست همون معدل 20 ست دوست دارم(نرمین) نه تنها قیافه ی خوبی داره بلکه زرنگ و مودب هم هست از کارکردش خوشم اومده نرمین یادم باشه یادت باشه دیگه بهم دیگه دروغ نگیم دوستدارم دوم داری اینو چشمامو بهم میگه. دی ماه که رسید علاقم نسبت به کل کلاس عوض شد حالا همشونو دوست دارم حتی باکسی که تازگی ها باهاش قهر کردم
.
شما بگوید من چطور علاقه ام را نسبت به نرمین نشون بدم؟
دل
دل تاریک است تاریک خواهد ماند
اما قلب دراول زندگی روشن است
قلب پاک وروشن می شود به تدریج سیاه
سیاهی به رنگ شب امشب مهتاب پیدا نیست
که به تماشای آن مشغول شوم امشب زندگی ودل وچشم همه
تاریک است وکسی ان را نمیبیند
اما اکنون خسته است
رفته پشت مادرش ابر ازدست مردم خبیس قائم شده
تااز دستشان راحت شود و قدر اورا بدانند
اوانقدر خدا دوست دارد که وقتی به او میگوید ازپشت ابر بیرون بیا
بی چون و چرا و امایی جلو می ایدوتمام انسان هارا
شاد میکند وانها را برای رمضان آماده میکند
این شعر نبود نوشته بود
جلوه رنگ
زندگی هر لحظه ای جلوه ای دارد
جلوه ا ی بارنگ های مختلف دارد
تاعمر است زندگی است زندگی جریان دارد
مانند خونی که در رگهاست جلوه همین دارد
بعضی اوقات به رنگ سیاه بعضی اوقات سفید
شاد باش تا سفیدی غصه خورتا سیاهی
به نام دوست که هر چه داریم از اوست
عشقین کی قراریندا وفا اولبایا جاقیش بیلمهم کی طبیعت نییمه تویومش بوقراری
غروب عاشقان رنگ طلائیست
اگرچه اخرش مرگ و جدائیست
چو عشق از حد گذشت بادرد خود ساخت حدیث ویس ورامین با ورد خودساخت
غم خود را در انجا می فرو گفت گرچه قصه را بر نام او گفت
کاش می شداشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد از میان لحظه ها
لحظه ی دیداررانزدیکترکرد
Feeling good about yourself is essential to feeling good a bout life.
Don,t ever foget how t laugh or be too proud to cry.
بدترین سال 86برای من بود زیرا دوستم به علت 10قرص یکجا خوردن ازپیشم رفت . ![]()
شعر اشک
یک قطره اشک
مثل یک کوه قوی
مثل یک عقیده ی مصمم
قصه های زیادی برای گفتن دارد
قصه های نوقصه های کهنه
می تواند از دشمنی بیاید
یا ازغم وشادی غم خوش یازیبایی
یک قطره اشک دریا چه است زیباست
وگودالی گل آلوده است
جهان را می آفریند
رنج کهنه ی تورا
چیزهای مشهور راچیزهای ترسناک وچیزهای ناشناخته را
مثل جهان کهن است
مطلب های استاد خوب
زندگی زمانی بهتر میشود که خود بهتر شوید
کسانی که نمیدانند چگونه با نگرا نی ها بجنگند جوان مرگ میشوند






.jpg)
.jpg)
.jpg)















